محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

54

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

هجرت كردن ياران پيغمبر عليه السّلام به حبشه پس آن مردمان روى به حبشه نهادند و عدد زنان ايشان گويند پانزده بودند ، و گروهى گويند كه چهار زن بودند . بعد از آن مشركان بر پيغامبر چيره شدند و دشنام دادندى و به مزگت مكه نگذاشتندى و بزدندى . و اين عقبة بن ابى معيط يك روز دستار به گردن پيغامبر اندر افگند و از مزگت بيرون كشيد ، و پيغامبر در نماز بود ، و خبه كردش ، و بيم بود كه هلاك شود . پس بو بكر فراز رسيد و پيغمبر را از دست آن كافران بستد . و روزى ديگر پيغامبر عليه السّلام بر كوه صفا نشسته بود . بو جهل هشام بر او بگذشت و او را بسيار دشنام داد و سنگى بر پيغمبر انداخت و سرش بشكست و خون به رويش فرود آمد . و پيغمبر سخن نگفت و بر خاست و به خانه باز آمد . زنى پير آنجا ايستاده بود ، مولاى عبد الله بن جدعان ، و آن زن بر آن كوه خانه داشت . چون اين حال بديد ، او را بر پيغمبر عليه السّلام گريستن آمد و بر سر آن كوه همى گريست . و حمزة بن عبد المطَّلب مردى بود كه شكار دوست داشتى و هنوز مسلمان نشده بود . و اندر بنى هاشم مردى از او بنيروتر نبود و مردانه تر . و مكيان او را بزرگ داشتندى و از وى ترسيدندى . و حمزه تير انداز بود و به تير و كمان شكار